پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۲۸

در راه تو گوشم از خبر باز افتاد

در وصل تو چشمم از نظر باز افتاد

چون خوی تو را به سر نیفتاد دلم

از پای درآمد و به سر باز افتاد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۳۰لعلت چو شکوفه عقد پروین دارد
  2. رباعی شمارهٔ ۱۳۱در باغچهٔ عمرِ منِ غم پرورد
  3. رباعی شمارهٔ ۱۳۲چون درد تو بر دلم شبیخون آورد
  4. رباعی شمارهٔ ۱۳۳بخت ار به تو راه دادنم نتواند
  5. رباعی شمارهٔ ۱۳۴بخت ار به مراد با توام بنشاند
  6. رباعی شمارهٔ ۱۳۵روزی فلکم بخت بد ار باز آرد
  7. رباعی شمارهٔ ۱۳۶معشوقه ز لب آب حیات انگیزد
  8. رباعی شمارهٔ ۱۳۷زلف تو بنفشه ار غلامی فرمود
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.