پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۵ - در حکمت و پند

خاقانیا به جاه مشو غره غمروار

گر خود به جاه بهمن و جمشیدی از قضا

کاندر جهان چو بهمن و جمشید صد هزار

زادند و مرد و کار جهان هم بر آن نوا

رفت آنچه رفت و روی زمین همچنان نژند

بود آنچه بود و پشت فلک همچنان دو تا

نه در نبات این بدلی آمد از قدر

نه در نجوم آن خللی آمد از قضا

ما و تو بگذریم و پس از ما بسی بود

دور فلک به کار و قرار زمین بجا

و آخر به نفخ صور کند قهر کردگار

بند فلک گسسته و جرم زمین هبا

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷ای در برگزیده که غواص کرده‌ای
  2. شمارهٔ ۸ - در مدحضمانش کرد به صد سال عمر و مهر نهاد
  3. شمارهٔ ۹خواجه یک هفته اضطرابی داشت
  4. شمارهٔ ۱۰ - در نصیحت و پندبترس از بدِ خلق خاقانیا
  5. شمارهٔ ۱۱خاقانی ار به باره کشد دست بدتر است
  6. شمارهٔ ۱۲ - در حسب حال خودمن که خاقانیَم آزاددلم
  7. شمارهٔ ۱۳شروان به باغ خلد برین ماند از نعیم
  8. شمارهٔ ۱۴من به ری عزم خراسان داشتم
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.