پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۱۰ - در مرثیهٔ اهل بیت خود

دل درد زده است از غم زنهار نگه دارش

کو میوهٔ دل باری بر بار نگه دارش

گفتی که به درد دل صبر است طبیب اما

امروز طبیبت شد بیمار نگه دارش

ای صبر توئی دانم پروانهٔ کار دل

دل شیفته پروانه است از نار نگه دارش

ای دیده نه سیل خون فردات به کار آید

خون از رگ جان امشب مگذار، نگه دارش

آن تازه گل ما را هنگام وداع آمد

زان پیش که بگذارد گلزار نگه دارش

شب بیست و سیم رفته است از چارده ماه ما

شب‌های وداع است این زنهار نگه دارش

تا عمر دمی مانده است از یار بنگریزد

گر عمر شود گو شو، کو یار نگه دارش

چون شیشه دلی دارم در پای جهان مفکن

نارنج به سنگستان مسپار نگه دارش

خار است همه عالم و تو آبله بر چشمی

چون آبله دارد چشم از خار نگه دارش

هان ای دل خاقانی بس خوش نفسی داری

از عمر همین مانده است آثار نگه دارش

شروانت که مار آمد بی‌رنج رها کردی

تبریز که گنج آمد بی‌مار نگه دارش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۱۲جدلی فلسفی است خاقانی
  2. شمارهٔ ۲۱۳ - خاقانی این قطعه را به جواب فیلسوف فرستادگنج فضائل افضل ساوی شناس و بس
  3. شمارهٔ ۲۱۴ای خداوند بنده خاقانی
  4. شمارهٔ ۲۱۵سفره‌ای و بر او چو سفرهٔ گل
  5. شمارهٔ ۲۱۶من که خاقانیم نموداری
  6. شمارهٔ ۲۱۷خاقانیا به سائل اگر یک درم دهی
  7. شمارهٔ ۲۱۸به خدائی که کرد گردون را
  8. شمارهٔ ۲۱۹چشم بر کار دوست دار چنان
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.