پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۰۹

زین خام قلتبان پدری دارم

کز آتش آفرید جهاندارش

هم‌زاد بود آزر نمرودش

استاد بود یوسف نجارش

هم طبع او چو تیشه تراشنده

هم خوی او برنده چو منشارش

روز از فلک بود همه فریادش

شب با زحل بود همه پیکارش

مریخ اگر به چرخ یکم بودی

حالی بدوختی به دو مسمارش

نقرس گرفته پای گران سیرش

اصلع شده دماغ سبکبارش

چون لیقهٔ دوات کهن گشته

پوسیده گوشت در تن مردارش

آبش ز روی رفته و باد از سر

افتاده در متاع گرانبارش

منبر گرفته مادر مسکینم

از دست آن منارهٔ خونخوارش

با آنکه بهترین خلف دهرم

آید ز فضل و فطنت من عارش

کای کاش جولهستی خاقانی

تا این سخنوری نبدی کارش

با این همه که سوخته و پخته است

جان و دلم ز خامی گفتارش

او نایب خداست به رزق من

یارب ز نائبات نگه دارش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۱۱هر کو در نقص دید در خود
  2. شمارهٔ ۲۱۲جدلی فلسفی است خاقانی
  3. شمارهٔ ۲۱۳ - خاقانی این قطعه را به جواب فیلسوف فرستادگنج فضائل افضل ساوی شناس و بس
  4. شمارهٔ ۲۱۴ای خداوند بنده خاقانی
  5. شمارهٔ ۲۱۵سفره‌ای و بر او چو سفرهٔ گل
  6. شمارهٔ ۲۱۶من که خاقانیم نموداری
  7. شمارهٔ ۲۱۷خاقانیا به سائل اگر یک درم دهی
  8. شمارهٔ ۲۱۸به خدائی که کرد گردون را
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.