پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۱۲

جدلی فلسفی است خاقانی

تا به فلسی نگیری احکامش

فلسفه در جدل کند پنهان

وانگهی فقه برنهد نامش

مس بدعت به زر بیالاید

پس فروشد به مردم خامش

دام در افکند مشعبدوار

پس بپوشد به خار و خس دامش

مرغ را هم به لطف صید کنند

پس ببرند سر به ناکامش

علم دین پیشت آورد وانگه

کفر باشد سخن به فرجامش

کار او و تو تا گه تطهیر

کار طفل است و آن حجامش

شکرش در دهان نهد و آنگه

ببرد پاره‌ای ز اندامش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۱۴ای خداوند بنده خاقانی
  2. شمارهٔ ۲۱۵سفره‌ای و بر او چو سفرهٔ گل
  3. شمارهٔ ۲۱۶من که خاقانیم نموداری
  4. شمارهٔ ۲۱۷خاقانیا به سائل اگر یک درم دهی
  5. شمارهٔ ۲۱۸به خدائی که کرد گردون را
  6. شمارهٔ ۲۱۹چشم بر کار دوست دار چنان
  7. شمارهٔ ۲۲۰روز عمر آمد به پیشین ای دریغ
  8. شمارهٔ ۲۲۱تا به خط شط ارجیش درنگ است مرا
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.