پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح منوچهر شروان شاه و شکایت اخستان شاه

در عجم کیست کو چو طفل عرب

طوق تو در گلو نمی‌دارد

همتت در جهان نمی‌گنجد

هفت دریا سبو نمی‌دارد

آفتابی است تیغ تو که غروب

جز به مغز عدو نمی‌دارد

آنکه فیض دو دست تو بشنید

چارجوی از دو سو نمی‌دارد

گو تیمم به خاک میکن از آنک

ز آب حیوان وضو نمی‌دارد

رای تو چون سپهر تو بر توست

رخنه در هیچ تو نمی‌دارد

کسری از شرم لعل خاتم تو

خاتم الا سرو نمی‌دارد

بی‌نسیم رضایت روضهٔ عمر

سر نشو و نمو نمی‌دارد

بی‌قبول هوات قالب عقل

قبله از لات و هو نمی‌دارد

بخت سوی تو نامه‌ای ننوشت

که رقم عبده نمی‌دارد

تو علی همتی و عالی تو

زیوری جز علو نمی‌دارد

کافرم کافر ار به خدمت تو

دل من آرزو نمی‌دارد

لیکن از روی طعنهٔ خسمان

آمدن هیچ رو نمی‌دارد

غصه‌ها هست در دلم که زبان

زهرهٔ بازگو نمی‌دارد

خلفت را که چشم بد مرساد

حرمت من نکو نمی‌دارد

آب رویم ببرد بر سر زخم

زخمهٔ کین فرو نمی‌دارد

روی جرم نکرده را کرمش

در نقاب عفو نمی‌دارد

جامهٔ جاه من درید چنانک

دل امید رفو نمی‌دارد

حرمت بیست ساله خدمت من

تو نگهدار کو نمی‌دارد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۰جفاست از تو جواب سؤال خاقانی
  2. شمارهٔ ۱۲۱ - در هنگام زیارت مدینهٔ منوره گفته و در آن خاک نهفته استای شفیع صد هزار امت چو خاقانی به حشر
  3. شمارهٔ ۱۲۲تو مار صورتی و همیشه شکرخوری
  4. شمارهٔ ۱۲۳شکست این دلم نادرست اعتقادی
  5. شمارهٔ ۱۲۴ - در مدح اقضی القضاة عز الدین بوعمرانامام ملت چارم که آسمان ششم
  6. شمارهٔ ۱۲۵ - در استغنای طبعشاخ دولت به نزد خاقانی
  7. شمارهٔ ۱۲۶خاقانیا به بغداد اهل وفا چه جوئی
  8. شمارهٔ ۱۲۷ - در مرثیهٔ امیر رشید الدین اسد شروانیآه و دردا که شبیخون اجل
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.