پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۱۷

دلت خاقانیا زخم فلک راست

که آن چوگان جز این گویی ندارد

ز جیب مه قواره‌ات زیبد از سحر

که بابل چون تو جادویی ندارد

ازین هر هفت کردهٔ هفت دختر

چو طبعت چرخ بانویی ندارد

خرد بوسد سر کلکت که چون او

عرابی نطق هندویی ندارد

به شروان گر کرم رنگی نمی‌داشت

به باب الباب هم بویی ندارد

به دامن گرچه دریا دارد اما

گریبانش نم جویی ندارد

چو کشتی شو عنان از پاردم ساز

ازین دریا که لولویی ندارد

ندارد موکبی کایام در وی

ردیف هر سگ آهویی ندارد

نگوئی کز چه معنی بشکنندت

که شمک آهو آهویی ندارد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۹ - در مرثیهٔ امام محمد یحییخاقانیا به سوک خراسان سیاه پوش
  2. شمارهٔ ۱۲۰جفاست از تو جواب سؤال خاقانی
  3. شمارهٔ ۱۲۱ - در هنگام زیارت مدینهٔ منوره گفته و در آن خاک نهفته استای شفیع صد هزار امت چو خاقانی به حشر
  4. شمارهٔ ۱۲۲تو مار صورتی و همیشه شکرخوری
  5. شمارهٔ ۱۲۳شکست این دلم نادرست اعتقادی
  6. شمارهٔ ۱۲۴ - در مدح اقضی القضاة عز الدین بوعمرانامام ملت چارم که آسمان ششم
  7. شمارهٔ ۱۲۵ - در استغنای طبعشاخ دولت به نزد خاقانی
  8. شمارهٔ ۱۲۶خاقانیا به بغداد اهل وفا چه جوئی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.