پرش به محتوای اصلی
کسایی کسایی

دیوان اشعار

طلب ِ جام

ای خواجهٔ مبارکِ بر بندگان شفیق

فریاد رس که خون رهی ریخت جاثلیق

یک جام خونِ بچهٔ تاکم فرست از آنک

هم بوی مشک دارد و هم گونهٔ عقیق

تا ما به یاد خواجه دگر بار پر کنیم

از خون خوشه ، اَکحَل و قیفال و باسلیق

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. شکفتن لاله و قدحشکفت لاله، تو زیغال بشکفان که همی
  2. درد ِ پیریاز عمر نمانده‌ست برِ من مگر آمُرغ
  3. ای گلفروش ...گل نعمتی‌ست هدیه فرستاده از بهشت
  4. مرغک سرود سرایسرودگوی شد آن مرغک سرودسرای
  5. پیری و پشیمانیجوانی رفت و پنداری بخواهد کرد بدرودم
  6. در نقاشی و شاعری ...هر چند در صناعت نقش و علوم شعر
  7. آبی ...آبی، مگر چو من ز غم عشق زرد گشت
  8. به سفلگانعَصیب و گُرده برون کن، وزو زَوَنج نورد
همه‌ی دیوان اشعار ←

کسایی درباره‌ی کسایی

مجدالدین ابوالحسن یا ابواسحاق کسائی مروزی از شاعران قرن چهارم و معاصر اواخر عهد سامانی و اوایل عهد غزنوی است. وی به سال ۳۴۱ هجری قمری در مرو به دنیا آمد. در آغاز شاعری مداح بود و مدح سلاطین زمان خود را می‌گفت ولی در اواخر عمر از این کار پشیمان شد. چنان که از اشعارش بر می‌آید، شیعی مذهب بوده است. از اشعارش حدود ۲۰۰ بیت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.