پرش به محتوای اصلی
کسایی کسایی

دیوان اشعار

به سفلگان

عَصیب و گُرده برون کن، وزو زَوَنج نورد

جگر بیاژن و آگنج ازو بسامان کن

بجوش گردن و بالان و زیره باکن از وی

نمک بسای و گذر بر تَبََنْگوی نان کن

به گربه ده و به عَکّه سُپُرز و خیم همه

وگر یتیم بدزدد بزنْش و تاوان کن

وزین همه که بگفتم نصیب روز بزرگ

غَدود و زهره و سرگین و خون بوگان کن

زه ای کسایی، احسنت، گوی و چونین گوی

به سفلگان بر، فَریِه کن و فراوان کن

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. نوروزنوروز و جهان چون بت نو آیین
  2. غزلای ز عکس رخ تو ، آینه ماه
  3. دستش از پرده برون آمد ...دستش از پرده برون آمد چون عاج سپید
  4. مخلوق پرستی و توبه از میای آنکه تو را پیشه پرستیدن مخلوق
  5. قطرهٔ بارانبر پیلگوش قطرهٔ باران نگاه کن
  6. عبرتای برکشیده منظره و کاخ تا سهیل
  7. برگشت چرخ ...برگشت چرخ با من بیچاره
  8. جامه و کفنای عمر خویش کرده به بیهودگی یله
همه‌ی دیوان اشعار ←

کسایی درباره‌ی کسایی

مجدالدین ابوالحسن یا ابواسحاق کسائی مروزی از شاعران قرن چهارم و معاصر اواخر عهد سامانی و اوایل عهد غزنوی است. وی به سال ۳۴۱ هجری قمری در مرو به دنیا آمد. در آغاز شاعری مداح بود و مدح سلاطین زمان خود را می‌گفت ولی در اواخر عمر از این کار پشیمان شد. چنان که از اشعارش بر می‌آید، شیعی مذهب بوده است. از اشعارش حدود ۲۰۰ بیت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.