پرش به محتوای اصلی
کسایی کسایی

دیوان اشعار

درد ِ پیری

از عمر نمانده‌ست برِ من مگر آمُرغ

در کیسه نمانده‌ست برِ من مگر آخال

تا پیر نشد مرد نداند خطر عمر

تا مانده نشد مرغ نداند خطر بال

ای گمشده و خیره و سرگشته کسایی

گواژه زده بر تو امل ریمن و محتال

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. مرغک سرود سرایسرودگوی شد آن مرغک سرودسرای
  2. پیری و پشیمانیجوانی رفت و پنداری بخواهد کرد بدرودم
  3. در نقاشی و شاعری ...هر چند در صناعت نقش و علوم شعر
  4. آبی ...آبی، مگر چو من ز غم عشق زرد گشت
  5. به سفلگانعَصیب و گُرده برون کن، وزو زَوَنج نورد
  6. فضل امیرالمؤمنینفهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین
  7. نوروزنوروز و جهان چون بت نو آیین
  8. غزلای ز عکس رخ تو ، آینه ماه
همه‌ی دیوان اشعار ←

کسایی درباره‌ی کسایی

مجدالدین ابوالحسن یا ابواسحاق کسائی مروزی از شاعران قرن چهارم و معاصر اواخر عهد سامانی و اوایل عهد غزنوی است. وی به سال ۳۴۱ هجری قمری در مرو به دنیا آمد. در آغاز شاعری مداح بود و مدح سلاطین زمان خود را می‌گفت ولی در اواخر عمر از این کار پشیمان شد. چنان که از اشعارش بر می‌آید، شیعی مذهب بوده است. از اشعارش حدود ۲۰۰ بیت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.