پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قطعات

شمارهٔ ۹۰ - ایضا له

ای که از عدل تو هر مظلومی

داد بیدادگر آسان بستد

قابض تو که به تهدید و وعید

ارتفاع همه سیچان بستد

آب دهقانان یکباره ببرد

وز همه برزگران نان بستد

پخته و خام به مردم نگذاشت

حقّ و باطل همه یکسان بستد

چون جو و کاه صحرا برداشت

باقی از خانه گروگان بستد

بیل و دلو و رسن و پشماگند

با جوال و جل و پالان بستد

کلهاز فرق یتیمان بربود

پیرهن از تن عریان بستد

هر چه بد بستداز آن درویشان

تا طلاق زن ایشان بستد

بود منصف تر ازین نامعلوم

لشکر غزلکه خراسان بستد

ملک الموت بد آن قابض تو

که ز بس غصّه مراجان بتد

قدری جو که حوالت کردی

بنداد آن و دو چندان بستد

بود فرمان تو بروی به دو جو

این یکی چون بنداد آن بستد

آنچه گفتی که بده آن بنداد

و آنچه گفتی تو که مستان بستد

باسطی را بکمار ای خواجه

که جو از قابض نتوان بستد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۹۲ - وله ایضاهمچو ابرست دست خواجه فلان
  2. شمارهٔ ۹۳ - و له ایضاًستم نوردا نزدیک شد در ایّامت
  3. شمارهٔ ۹۴ - ایضاً لهدل که با یادش آشنا گردد
  4. شمارهٔ ۹۵ - ایضا لهخواجۀ خواجگان خطیر الرّین
  5. شمارهٔ ۹۶ - ایضا لهخدایگان اکابر که پادشاه نجوم
  6. شمارهٔ ۹۷ - وله ایضابه عمرهای چنین تیز تاز زود گذر
  7. شمارهٔ ۹۸ - و له ایضاًای بلند اختری که همت تو
  8. شمارهٔ ۹۹ - وله ایضاگرچه در عقل ناپسندیده ست
همه‌ی قطعات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.