پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۰

بود لبریز صهبای لطافت ساغر رنگش

زند پهلو بموج نکهت گل جوهر رنگش

بچشم کم مبین سیمای دردآلود عاشق را

که باشد آتشی پنهان ته خاکستر رنگش

چه نسبت شمع گل را با فروغ حسن رخسارش

شود در بلبل و پروانه خونها بر سر رنگش

چنان کز آفتاب آیینهٔ مه را جلا باشد

بود پیماهٔ سرشار می روشنگر رنگش

بزور پرتگالی زادهٔ بیباک یعنی می

فرنگ حسن را تسخیر کرده کافر رنگش

گوارا باد صاف غم کسی را کز ضعیفی ها

شکست آماده باشد در پریدن شهپر رنگش

زبان شکوهٔ جویا مرصع خوان شکر آمد

چو یاقوت سرشکش شد نمایان بر زر رنگش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۲بهره از یاری یاری نیستش
  2. شمارهٔ ۷۸۳گیرم غم تو و دل خونین دهم عوض
  3. شمارهٔ ۷۸۴نوبهار آمد خرامان دوش بر دوش نشاط
  4. شمارهٔ ۷۸۵تنها نه تنگنای دلم شد خراب خط
  5. شمارهٔ ۷۸۶هرگز نیامده است و نیاید ز ما غلط
  6. شمارهٔ ۷۸۷چو بیند آن عذار لاله گون شمع
  7. شمارهٔ ۷۸۸غیر از دلم که بی تو در او گشته داغ جمع
  8. شمارهٔ ۷۸۹بود از سوز دلم هر قطره خون در تن چراغ
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.