پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۷

طعن ها زاهد به عشق پاک دامن می زند

از سفاهت آستین بر شمع ایمن می زند

رفتی از باغ و چو طاووس بدام افتاده ای

بال و پر در خاک و خون دور از تو گلشن می زند

می برد از جنگ با اغیار نقد خاطرم

می کششد خنجر به غیر و تیغ بر من می زند

بسکه پر گرد کدورت شد ز دل تا دیده ام

مهر و مه را هر نگاهم گل به روزن می زند

چون نسوزم کز غمش بر آتش پنهان دل

آمد و رفت نفس پیوسته دامن می زند

سرو قدت چون پی گلگشت آید در خرام

خنده ها جویا بهار از گل به گلشن می زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۹می به جام گل از آن رخسار زیبا ریختند
  2. شمارهٔ ۶۶۰بحر را چشم تر ما از نظر می افکند
  3. شمارهٔ ۶۶۱به قدر دستگه پامال حب مال خواهی شد
  4. شمارهٔ ۶۶۲صید خلق اهل ریا در گوشه گیری دیده اند
  5. شمارهٔ ۶۶۳سوار ابلق لیل و نهار خود باشد
  6. شمارهٔ ۶۶۴چو مهر دوست مرا در حریم جان تابد
  7. شمارهٔ ۶۶۵آیینه با وقار تو سیماب می شود
  8. شمارهٔ ۶۶۶از شور جنون هیچ کس آگاه نمی بود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.