پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۹

دل به قدر عقل هر کس را اسیر غم شود

چون سبک مغزی فزون شد سرگرانی کم شود

آدمیت فوق خوبیها بود، خوارش مگیر

آنکه بتواند ملک گردید، کاش آدم شود

گر غباری ز آستان عشق بنشیند به کوه

سونش الماس جزء اعظم مرهم شود

صبحدم چون بی نقاب آمد به گلشن بوی گل

از گداز شرم بر رخسار او شبنم شود

بسکه در هجر تو، جویا تن به سختی داده است

در رگش مانند مژگان تو نشتر خم شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۱زموج چین توانی ساده کردن گر جبین خود
  2. شمارهٔ ۶۵۲می نشاط که در جام شاه ریخته اند
  3. شمارهٔ ۶۵۳فصل نوبهاران است ابر در خروش آمد
  4. شمارهٔ ۶۵۴عشاق همچو دل به بر شیر خفته اند
  5. شمارهٔ ۶۵۵لب تو چون نمک نوشخند خواهد شد
  6. شمارهٔ ۶۵۶هر که محو جلوهٔ جانان شود، جانان شود
  7. شمارهٔ ۶۵۷طعن ها زاهد به عشق پاک دامن می زند
  8. شمارهٔ ۶۵۸غنچه مانند این دهن باشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.