پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۰

در این زمانه خوشش باد اگر غمی دارد

ز فوت وقت هر آن دل که ماتمی دارد

ببند چشم و دهن را از دیدن و گفتن

غمین مباش که هر زخم مرهمی دارد

کسی که ساخت به بیش و کم توکل و حرص

نه فکر بیش و نه اندیشهٔ کمی دارد

دلی که بستهٔ آن زلف عنبرین گردید

عجب نباشد اگر حال درهمی دارد

تو کامیاب تجرد نه ای چه می دانی

که ترک کام دو عالم چه عالمی دارد

کسی که شرم کند از سیاه کاری دل

به زیر خرقه براهیم ادهمهی دارد

به تار زلف اسیر است پای دل جویا

هنوز مرغ نوآموز او دمی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۲می نشاط که در جام شاه ریخته اند
  2. شمارهٔ ۶۵۳فصل نوبهاران است ابر در خروش آمد
  3. شمارهٔ ۶۵۴عشاق همچو دل به بر شیر خفته اند
  4. شمارهٔ ۶۵۵لب تو چون نمک نوشخند خواهد شد
  5. شمارهٔ ۶۵۶هر که محو جلوهٔ جانان شود، جانان شود
  6. شمارهٔ ۶۵۷طعن ها زاهد به عشق پاک دامن می زند
  7. شمارهٔ ۶۵۸غنچه مانند این دهن باشد
  8. شمارهٔ ۶۵۹می به جام گل از آن رخسار زیبا ریختند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.