پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۴

عشاق همچو دل به بر شیر خفته اند

این قوم زیر سایهٔ شمشیر خفته اند

از برق تیغبازی تقدیر بی خبر

خامان به ناز بالش تدبیر خفته اند

جمعی که غافلند ز حق با وجود علم

با دیده های باز چو زنجیر خفته اند

آنها که گشته اند همه محو سرخ و زرد

در جامه خواب رنگ چو تصویر خفته اند

جمعی که دل نهاده بر آن طاق ابروند

از سر گذشته بر دم شمشیر خفته اند

اشعار عاشقانهٔ جویا ز جوش درد

مانند ناله در بر تأثیر خفته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۶هر که محو جلوهٔ جانان شود، جانان شود
  2. شمارهٔ ۶۵۷طعن ها زاهد به عشق پاک دامن می زند
  3. شمارهٔ ۶۵۸غنچه مانند این دهن باشد
  4. شمارهٔ ۶۵۹می به جام گل از آن رخسار زیبا ریختند
  5. شمارهٔ ۶۶۰بحر را چشم تر ما از نظر می افکند
  6. شمارهٔ ۶۶۱به قدر دستگه پامال حب مال خواهی شد
  7. شمارهٔ ۶۶۲صید خلق اهل ریا در گوشه گیری دیده اند
  8. شمارهٔ ۶۶۳سوار ابلق لیل و نهار خود باشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.