پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۲

می نشاط که در جام شاه ریخته اند

به ساغر دل هر خاک راه ریخته اند

ترا شراب به چشم سیاه ریخته اند

مگوی چشم به جان نگاه ریخته اند

خمیر مایهٔ صبحست از صفا بدنت

ترا به قالب خورشید و ماه ریخته اند

دلم ز یاد بناگوش او نیاساید

که فیض در قدم صبحگاه ریخته اند

نهفته شمع رخت در هجوم پروانه

چنین که بر تو زهر سو نگاه ریخته اند

هزار شکر که صد دوزخ از حجاب نگاه

زدل مرا به لب عذرخواه ریخته اند

چه دور از نفسم بوی درد اگر شنوی

که گداز دلم شمع آه ریخته اند

ز فیض مدحت ساقی کوثرم جویا

شراب عفو بجام گناه ریخته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۴عشاق همچو دل به بر شیر خفته اند
  2. شمارهٔ ۶۵۵لب تو چون نمک نوشخند خواهد شد
  3. شمارهٔ ۶۵۶هر که محو جلوهٔ جانان شود، جانان شود
  4. شمارهٔ ۶۵۷طعن ها زاهد به عشق پاک دامن می زند
  5. شمارهٔ ۶۵۸غنچه مانند این دهن باشد
  6. شمارهٔ ۶۵۹می به جام گل از آن رخسار زیبا ریختند
  7. شمارهٔ ۶۶۰بحر را چشم تر ما از نظر می افکند
  8. شمارهٔ ۶۶۱به قدر دستگه پامال حب مال خواهی شد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.