پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

قطعات

شمارهٔ ۳

ای شاه شه‌نژاد که چرخ مجدری

در بزم بر کف خدمت بادبیزن است

حال مرا که دیدی و دانی که روز و شب

در آتش تبم چو حدوی تو مسکن است

اینک قوافل از پی هم سوی ملک یزد

چون اشک من روانه به هر کوی و دامن است

من هم پی مرافقت هر یکی مدام

عزم رحیل کرده چو جانم که در تن است

لیکن چو هست کیسه‌ام از سیم و زر تهی

عزمم هنوز چون صله‌ات نامعین است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵کسی کز بنگ در مجلس فروزی است
  2. شمارهٔ ۶داورا من سال قحطی را بمرز اصفهان
  3. شمارهٔ ۷ای که شب را به غمت اخترش از دیده چکید
  4. شمارهٔ ۸ای شهنشاهی که از یمن ثنای ذات تو
  5. شمارهٔ ۹ای مهین والاگهر والی که ما از همتت
  6. شمارهٔ ۱۰ای خداوند فتن ران فطن از تو چنان
  7. شمارهٔ ۱۱نبندد مرد عاقل دل بدین فرتوت زن دنیا
  8. شمارهٔ ۱۲در زمان شه جمشید گهر ناصر دین
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.