پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

قطعات

شمارهٔ ۱۰

ای خداوند فتن ران فطن از تو چنان

کز تو دارد رستگاری خاطر مفتون من

وی ترا رتبت از آن افزون که جادو و فکرتم

گنج و صفت را تواندگنج در مضمون من

پیش اوج طبع دریا موج لؤلؤ فوج تو

استقامت نیست اندرگفته موزون من

روزگار میرود از عمرکزبی شفتی

خود نمیپرسی زکس آیا چه شد جیحون من

بنده نیز از دور چرخ و جور دهر و طور خلق

عزلتی بگزیدم وزو خوش دل محزون من

بختم اندر وهن و رختم رهن و تختم بی سرود

با چه رو در همگنان برجا بود قانون من

زین فسانه درگذر شلوارکی دارم بپای

کاندراسش برده ازسر هوش پر افسون من

هرکجا بنشینم از بس رخنه برخیزد ازو

سربر آرد از شکافی خرزه ملعون من

گوئی از سوراخ بیحد پوست تخت کاوه است

وان ذکر چوب علم وین خایه افریدون من

یا برات قطعه ماهوت نیلی لطف کن

تا رهد از تیره بختی ذوق روز افزون من

یا به شکر آنکه صد شلوار بیشت داده بخت

خود بکن شلوارت از پای و بکن در کون من

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲در زمان شه جمشید گهر ناصر دین
  2. شمارهٔ ۱۳سپهر مجد و معالی رضاقلی که هلال
  3. شمارهٔ ۱۴شنیده ایم پریشانی از نواحی مصر
  4. شمارهٔ ۱۵ای مهینه داوری کت شش جهه فراش وار
  5. شمارهٔ ۱۶قوش کبک‌انداز من چون پر همّت وا کند
  6. شمارهٔ ۱۷خان فلک فر محمد آنکه ز رفعت
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.