پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

قطعات

شمارهٔ ۱۲

در زمان شه جمشید گهر ناصر دین

که برد سجده بر بارگهش کیخسرو

آنکه خورشید رخش تا بدرخشید ز تخت

خرمن مه به جوی خوشهٔ پروین به دو جو

ناصرالدوله ملک‌زادهٔ آزاده حمید

که به شمشیر ز مریخ گرفته است گرو

آنکه در وقعه چو با تیغ فرو کوبد پای

دست بر سر بگریزد ملک‌الموت به‌دو

نغز حصنی به در سرحد کرمان بفراشت

که در این کهنه جهان است یکی عالم نو

پایه‌اش در بر ماهی همه در راز نیاز

سایه‌اش بر سر مه یکسره در گفت و شنو

سست‌تر سبزهٔ این طرفه حصار از سختی

چرخ با داس مه نو نتوان کرد درو

سال تاریخ چو جستند ز تاج الشعرا

زان نکو قلعه که بربوده ز خَلُّخ پرتو

دل در او برد سر و دید و به جیحون فرمود

ناصری قلعهٔ فهرج ز فلک برده علو

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴شنیده ایم پریشانی از نواحی مصر
  2. شمارهٔ ۱۵ای مهینه داوری کت شش جهه فراش وار
  3. شمارهٔ ۱۶قوش کبک‌انداز من چون پر همّت وا کند
  4. شمارهٔ ۱۷خان فلک فر محمد آنکه ز رفعت
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.