پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

قطعات

شمارهٔ ۸

ای شهنشاهی که از یمن ثنای ذات تو

درسخاو درسخن زامثال و اقران برترم

از طفیل مدح خسرو وکش بقای خضر باد

با صمیری صاف تر زآئینه اسکندرم

بیست سالست اینکه درصد دفترت گفتم مدیح

لیکن ازگنجو رشه نی نام دریک دفترم

یا ملک را سیم وز ریش از کفاف ملک نیست

یا که من نزد ملک بی‌قدر چون سیم و زرم

نی ملک با کان وگوهر دشمنی دارد بطبع

زان مرا راند همی کز طبع کان گوهرم

لیک اگر یکقطره درجیحون چکد ازجود شاه

بنگری کز در بیضا رشک بحر اخضرم

ثلث نواب ار بدین مداح بوابت رسد

ربع مسکون تنگ گردد ازشرف برپیکرم

حالی ای سلطان جم اورنگ فرما همتی

تاکه باج از تاج کی گیرد شکوه افسرم

تا به کی پیچم ز غم کآخر چرا در هر دیار

مردم از شه می‌خورند و بنده از خود می‌خورم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰ای خداوند فتن ران فطن از تو چنان
  2. شمارهٔ ۱۱نبندد مرد عاقل دل بدین فرتوت زن دنیا
  3. شمارهٔ ۱۲در زمان شه جمشید گهر ناصر دین
  4. شمارهٔ ۱۳سپهر مجد و معالی رضاقلی که هلال
  5. شمارهٔ ۱۴شنیده ایم پریشانی از نواحی مصر
  6. شمارهٔ ۱۵ای مهینه داوری کت شش جهه فراش وار
  7. شمارهٔ ۱۶قوش کبک‌انداز من چون پر همّت وا کند
  8. شمارهٔ ۱۷خان فلک فر محمد آنکه ز رفعت
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.