پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۵

خسته زخم عشقم ای ساقی

لا طبیب لها و لا راق

باده غم‌زدا فکن در جام

انه رقیتی و تریاقی

دردنوشان چو درد من دیدند

حیث اجری الدموع آماقی

بس که راندند خون دل ز مژه

فاض اقداحهم کاحداقی

ای که با ابروی خمیده خویش

زیر این سقف نیل‌گون طاقی

بی‌تو بیش از حد است جامی را

محنت هجر و درد مشتاقی

شمه‌ای با تو گفتم و رفتم

قس علی ما سمعته الباقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۷ای ز خورشید جمالت ماه را شرمندگی
  2. شمارهٔ ۹۴۸ای فسون چشم مستت مایه دیوانگی
  3. شمارهٔ ۹۴۹نه خرد راست قصوری و نه دین را خللی
  4. شمارهٔ ۹۵۰نه غزالی که سرایم به خیالش غزلی
  5. شمارهٔ ۹۵۱می زد صفیر شوق خزان دیده بلبلی
  6. شمارهٔ ۹۵۲زهی دور زلفت به هر چین دلی
  7. شمارهٔ ۹۵۳به هر زمین که نشانی ز خیمه لیلی
  8. شمارهٔ ۹۵۴سر تا به قدم غرقه دریای زلالی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.