پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۶

بیا وز لب لعل جامم بگردان

دل از باده لعل فامم بگردان

به کوی خودم خوان و روی ارادت

ز احرام بیت الحرامم بگردان

سگم نام کردی ورم فخر نبود

بدین نام فرخنده نامم بگردان

علیک ار نگویی به دشنامی آخر

زبان در جواب سلامم بگردان

نهان ساز در آستین سیم ساعد

درون از طمع های خامم بگردان

کشد محملم بخت ازان کوی و جانم

خروشان کزین ره زمامم بگردان

چو با لطف عام خودم خاص کردی

چو جامی رخ از خاص و عامم بگردان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۸هر چند بینی عالمی صید کمند خویشتن
  2. شمارهٔ ۷۸۹آمدم در دل اساس عشق محکم هم چنان
  3. شمارهٔ ۷۹۰چو نای بر دل من تنگ شد فضای جهان
  4. شمارهٔ ۷۹۱پرده ز رخ برفکن جامه جان چاک کن
  5. شمارهٔ ۷۹۲مگر وزید نسیمی ز سرو سیمبر من
  6. شمارهٔ ۷۹۳تو جان پاکی سر به سر نی آب و خاک ای نازنین
  7. شمارهٔ ۷۹۴با این جمال همدم مستان عشق شو
  8. شمارهٔ ۷۹۵تا خم چرخ کهن باشد و جام مه نو
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.