پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

در بر سیمین دلت گر سخت تر از سنگ نیست

هرگزت رحمی چرا بر عاشق دلتنگ نیست

از خروش دلخراش ما طلب کن سر عشق

زانکه این سر در صدای عود و صوت چنگ نیست

ماند ز اشک ما چو خر در گل رقیب سنگدل

در ره عشق تو ما را غیر ازین خر سنگ نیست

از نوای بلبلان بر گل چه حاصل چون به باغ

جام گلرنگ و حریف عندلیب آهنگ نیست

بی سر سرگشته ای با خاک و خون آغشته ای

در بیابان غمت یک سنگ و یک فرسنگ نیست

چون به نام ما ز تو یک نامه نامد عمرهاست

گر تو را از نام ما و نامه ما ننگ نیست

بی لبش یک دم تهی مپسند جامی جام را

از سرشک لعل پر کن گر می گلرنگ نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸مؤثر در وجود الا یکی نیست
  2. شمارهٔ ۱۹۹غزالی چون تو در صحرای چین نیست
  3. شمارهٔ ۲۰۰به خوبی خم ابروی تو مه نو نیست
  4. شمارهٔ ۲۰۱بی تو مرا خانه جز گوشه ویرانه نیست
  5. شمارهٔ ۲۰۲صاحبدلی که نرد وفا عاشقانه باخت
  6. شمارهٔ ۲۰۳لبت قوت جان از شکرخنده ساخت
  7. شمارهٔ ۲۰۴بیا که چرخ مشعبد هزار شعبده ساخت
  8. شمارهٔ ۲۰۵چشمت ز غمزه تیغ و ز مژگان خدنگ ساخت
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.