پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

خردنامه اسکندری

بخش ۶۴ - ندبه حکیم هشتم

ز هشتم جز این نکته سر بر نزد

که کس کوس ملک سکندر نزد

سفرها که او کرد گرد جهان

نکرده کس از خیل شاهنشهان

ولیکن به هر سو سفر ساز کرد

ره آن به زور سپه باز کرد

جز این یک سفر کز همه دور ماند

جنیبت به منزلگه گور راند

ادامه‌ی خردنامه اسکندری

  1. بخش ۶۶ - ندبه حکیم دهمدهم گفت هر مخزن سیم و زر
  2. بخش ۶۷ - داستان بردن تابوت اسکندر به اسکندریه و تعزیت گفتن حکیمان مادرش راچو آمد به سر نوبت قال و قیل
  3. بخش ۶۸ - تعزیت گفتن حکیم اولحکیم نخستین چو شد پرده ساز
  4. بخش ۶۹ - تعزیت گفتن حکیم دومچو خامش شد آن پیر یزدان شناس
  5. بخش ۷۰ - تعزیت گفتن حکیم سومحکیم دوم چون لب از نطق بست
  6. بخش ۷۱ - تعزیت گفتن حکیم چهارمازین گفت و گو چون سیم لب بدوخت
  7. بخش ۷۲ - تعزیت گفتن حکیم پنجمحکیم چهارم چو گفت آنچه گفت
  8. بخش ۷۳ - عذر خواستن مادر اسکندر حکیمان راچو آن در پس ستر عصمت مقیم
همه‌ی خردنامه اسکندری ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.