پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

خردنامه اسکندری

بخش ۷۰ - تعزیت گفتن حکیم سوم

حکیم دوم چون لب از نطق بست

سیم این شکر طوطی آسا شکست

که ای عرش بلقیس فرش درت

مه و مهر ازان خشت سیم و زرت

سکندر اگر عمر بر باد داد

به اقبال تو ملکش آباد باد

رسد بانگ ازین طارم زرنگار

که سخت است داغ جدایی ز یار

وز آن سخت تر ناسپاسی بود

که بیرون ز یزدان شناسی بود

به آن دامن یار ناید به کف

شود نیز مزد مصیبت تلف

چه زیرک بود هر که زین درد سخت

کشد بر در صبر و آرام رخت

نه تلخ از جزع گردد امروز و شور

نه از مزد ماند در آینده دور

بحمدالله ای آگه از خوب و زشت

که باشد تو را آگهی در سرشت

ز افراط و تفریط خاطر تهی

روی راست بر موجب آگهی

همی رو بر این سیرت مستقیم

همی زی ز آفات گیتی سلیم

ادامه‌ی خردنامه اسکندری

  1. بخش ۷۲ - تعزیت گفتن حکیم پنجمحکیم چهارم چو گفت آنچه گفت
  2. بخش ۷۳ - عذر خواستن مادر اسکندر حکیمان راچو آن در پس ستر عصمت مقیم
  3. بخش ۷۴ - تعزیت نامه ارسطو به مادر اسکندرپی راحت جان آگاه خویش
  4. بخش ۷۵ - جواب نوشتن مادر اسکندر نامه ارسطو راچو سرچشمه فیض اسکندری
  5. بخش ۷۶ - در بی وفایی این رباط دو در و بساط آی و گذر که آینده در وی به محنت زید و رونده از وی به حسرت رودرباطیست گیتی دو در ساخته
  6. بخش ۷۷ - حکایت عمر گذرانیدن دیوانه بلخی از گریه بسیار به شوری و تلخیسراسیمه ای خانه در بلخ داشت
  7. بخش ۷۸ - به ختم پنجمین انگشت از پنجه ا ین کتب پنجگانه که دست قوی بازوان را تاب می دهد به خاتم خاتمهبیا جامی ای عمرها برده رنج
همه‌ی خردنامه اسکندری ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.