پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

خردنامه اسکندری

بخش ۷۳ - عذر خواستن مادر اسکندر حکیمان را

چو آن در پس ستر عصمت مقیم

شنید آنچه بشنید از هر حکیم

بر ایشان در معذرت باز کرد

به پرده درون این نوا ساز کرد

که ای رازدانان دانش پژوه

گشاینده مشکل هر گروه

بنای خرد را اساس از شماست

دل بخردان حق شناس از شماست

ز دید از کرم خیمه بر باغ من

شدید از خرد مرهم داغ من

بگفتید صد نکته دلکشم

نشاندید ز آب سخن آتشم

ز گیتی پریشان دلی داشتم

ز دور فلک مشکلی داشتم

ز انفاستان گشت حل مشکلم

به سر حد جمعیت آمد دلم

درین نیلگون کاخ مینا نما

جهان جمله کورند و بینا شما

چو بینا نباشد که دارد نگاه

به ره کور را از فتادن به چاه

جهان از شما مطرح نور باد

وز آن نور چشم بدان دور باد

ادامه‌ی خردنامه اسکندری

  1. بخش ۷۵ - جواب نوشتن مادر اسکندر نامه ارسطو راچو سرچشمه فیض اسکندری
  2. بخش ۷۶ - در بی وفایی این رباط دو در و بساط آی و گذر که آینده در وی به محنت زید و رونده از وی به حسرت رودرباطیست گیتی دو در ساخته
  3. بخش ۷۷ - حکایت عمر گذرانیدن دیوانه بلخی از گریه بسیار به شوری و تلخیسراسیمه ای خانه در بلخ داشت
  4. بخش ۷۸ - به ختم پنجمین انگشت از پنجه ا ین کتب پنجگانه که دست قوی بازوان را تاب می دهد به خاتم خاتمهبیا جامی ای عمرها برده رنج
همه‌ی خردنامه اسکندری ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.