پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

خردنامه اسکندری

بخش ۶۲ - ندبه حکیم ششم

حکیم ششم چون سخن ساز کرد

سخن را بدین لهجه آغاز کرد

که میراند این شه بسی زنده را

که مالک شود ملک پاینده را

فرو شد سر او درین سرگذشت

به مرگ کسان مرگ ازو برنگشت

ادامه‌ی خردنامه اسکندری

  1. بخش ۶۴ - ندبه حکیم هشتمز هشتم جز این نکته سر بر نزد
  2. بخش ۶۵ - ندبه حکیم نهمنهم گفت هر کس که از مرگ شاه
  3. بخش ۶۶ - ندبه حکیم دهمدهم گفت هر مخزن سیم و زر
  4. بخش ۶۷ - داستان بردن تابوت اسکندر به اسکندریه و تعزیت گفتن حکیمان مادرش راچو آمد به سر نوبت قال و قیل
  5. بخش ۶۸ - تعزیت گفتن حکیم اولحکیم نخستین چو شد پرده ساز
  6. بخش ۶۹ - تعزیت گفتن حکیم دومچو خامش شد آن پیر یزدان شناس
  7. بخش ۷۰ - تعزیت گفتن حکیم سومحکیم دوم چون لب از نطق بست
  8. بخش ۷۱ - تعزیت گفتن حکیم چهارمازین گفت و گو چون سیم لب بدوخت
همه‌ی خردنامه اسکندری ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.