پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۴۲ - مناجات در طلب مقام فقر بعد از تحقق به مقام زهد

ای در رحمت تو بر همه باز

غرقه نعمت تو شیب و فراز

عشقبازان به تمنای تو بند

زهدورزان به خیالت خرسند

گر نه با بت ز تو باشد نامی

کس سوی بتکده ننهد گامی

گرنه بویی ز تو آید به دماغ

کس نبوید گل خوشبوی به باغ

داغ تو باغ دل جامی بس

باشد از باغ تو بوییش هوس

بویی از باغ خودش روزی کن

لذت از داغ خودش روزی کن

منه از دام هواها بندش

بگسل از هر هوسی پیوندش

بر دلش نقش غم خویش نگار

خاطرش بسته به هر نقش مدار

بخیه فقرزنش بر ژنده

سازش از ذوق فنا دل زده

تا چو سر بر زند از ژنده فقر

مرده خود بود و زنده فقر

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۴۴ - حکایت آن شیر زن موصلی که به روبه بازی موصل اخبار خواجه ای که طالب مواصلت وی بود پای توکل از پیشه فقر بیرون ننهادبود مردانه زنی در موصل
  2. بخش ۴۵ - مناجات در توجه به مقام صبر بعد از تحقق به مقام فقرای به سویت همه را روی نیاز
  3. بخش ۴۶ - عقد سیزدهم در بیان صبر که در اجتناب از مناهی رنج بردن است و بر اکتساب مراضی پای فشردنای سبکسارتر از خشک گیا
  4. بخش ۴۷ - حکایت عیاری که در زیر چوب شحنه چندان دندان فشرد که درم سیم در زیر دندان وی پاره پاره شد و دینار صبر وی درست بیرون آمدشحنه ای گفت که عیاری را
  5. بخش ۴۸ - مناجات در شکر شکر به صبر آمیختن و از تلخی این در شیرینی آن گریختنای شکیبا نه دل ما از تو
  6. بخش ۴۹ - عقد چهاردهم در شکر که صرف کردن نعمت منعم است در حق گزاری او و اعتراف به عجز و قصور در سپاسداری اوای که از پات نیابم تا فرق
  7. بخش ۵۰ - حکایت آن حکیم دریا دل ساحل گرد که غریقی را به کمند نصیحت از گرداب اندوه بیرون آوردزد حکیمی به لب دریا گام
  8. بخش ۵۱ - مناجات در انتقال از شکر و سپاسداری به خوف و ترسگاریای کشیده به جهان خوان کرم
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.