پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۴۱ - حکایت آن خفته چشم بیدار دل که روح الله به سر وقت وی رسید و عذر خواب کردن وی را از وی پسندید

عیسی آن روح که این صورت جسم

بود بر گنج الهیش طلسم

روزی از دل در راحت می زد

گام در راه سیاحت می زد

دید در کنج یکی دیر خراب

خفته ای رخت خرد داده به خواب

دیده از نادره دیدن بسته

گوش از نکته شنیدن بسته

ساخته در قفس تنگ دهان

طوطی ناطقه را گنگ زبان

زد سر پای که ای رفته ز دست

میل بالا کن ازین پایه پست

دیده و گوش و زبان را بگشای

تازه کن بر دل خود یاد خدای

صفحه لوح جهان دفتر اوست

نسخه صنع بدایعگر اوست

نقش این لوح بخوان حرف به حرف

بشنو از هر یکی اسرار شگرف

بر کرم هاش ثناخوانی کن

بر رقمهاش درافشانی کن

خفته این گفته ز عیسی چو شنید

در جوابش ز سخن چاره ندید

سر برآورد که بگذار مرا

نیست با خلق جهان کار مرا

پا به یک سوی کشیدم ز میان

فارغ از عالمم و عالمیان

مژده از من به جهان جویان ده

که جهان هم به جهان جویان به

گفت عیسیش چو بشنید جواب

خواب کن خواب که خوش بادت خواب

بند اندوه نیی شاد بخسب

بنده کس نیی آزاد بخسب

همه مشغولی عالم کولیست

ترک کولی به خدا مشغولیست

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۴۳ - عقد دوازدهم در سر فقر که برقع سواد الوجه فی الدارین بیاض چهره هستی خود نهفتن است فی مرتبتی العلم و العینای گرانمایه ترین گوهر پاک
  2. بخش ۴۴ - حکایت آن شیر زن موصلی که به روبه بازی موصل اخبار خواجه ای که طالب مواصلت وی بود پای توکل از پیشه فقر بیرون ننهادبود مردانه زنی در موصل
  3. بخش ۴۵ - مناجات در توجه به مقام صبر بعد از تحقق به مقام فقرای به سویت همه را روی نیاز
  4. بخش ۴۶ - عقد سیزدهم در بیان صبر که در اجتناب از مناهی رنج بردن است و بر اکتساب مراضی پای فشردنای سبکسارتر از خشک گیا
  5. بخش ۴۷ - حکایت عیاری که در زیر چوب شحنه چندان دندان فشرد که درم سیم در زیر دندان وی پاره پاره شد و دینار صبر وی درست بیرون آمدشحنه ای گفت که عیاری را
  6. بخش ۴۸ - مناجات در شکر شکر به صبر آمیختن و از تلخی این در شیرینی آن گریختنای شکیبا نه دل ما از تو
  7. بخش ۴۹ - عقد چهاردهم در شکر که صرف کردن نعمت منعم است در حق گزاری او و اعتراف به عجز و قصور در سپاسداری اوای که از پات نیابم تا فرق
  8. بخش ۵۰ - حکایت آن حکیم دریا دل ساحل گرد که غریقی را به کمند نصیحت از گرداب اندوه بیرون آوردزد حکیمی به لب دریا گام
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.