پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۴۵ - مناجات در توجه به مقام صبر بعد از تحقق به مقام فقر

ای به سویت همه را روی نیاز

چشم لطف تو به روی همه باز

عاشقان کشته سودای تواند

داغ بر دل به تمنای تواند

درد دم بر دم تو همدمشان

داغ بی مرهم تو مرهمشان

رسته از خود ز پرستندگیت

خواجگی یافته از بندگیت

خرقه فقر و فنا پوشیده

در ره صدق و صفا کوشیده

گردن افراخته از طوق سگی

کرده در راه وفا تیز تگی

بنده جامی که سگ ایشان است

همچو ایشان ز وفاکیشان است

در کمند تو فتاده ست به بند

خالی از داغ سگانش مپسند

بست از خوان غنا دیده خویش

استخوانی نهش از فقر به پیش

صبر بر فقر و فناش آیین کن

تلخی صبر بر او شیرین کن

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۴۷ - حکایت عیاری که در زیر چوب شحنه چندان دندان فشرد که درم سیم در زیر دندان وی پاره پاره شد و دینار صبر وی درست بیرون آمدشحنه ای گفت که عیاری را
  2. بخش ۴۸ - مناجات در شکر شکر به صبر آمیختن و از تلخی این در شیرینی آن گریختنای شکیبا نه دل ما از تو
  3. بخش ۴۹ - عقد چهاردهم در شکر که صرف کردن نعمت منعم است در حق گزاری او و اعتراف به عجز و قصور در سپاسداری اوای که از پات نیابم تا فرق
  4. بخش ۵۰ - حکایت آن حکیم دریا دل ساحل گرد که غریقی را به کمند نصیحت از گرداب اندوه بیرون آوردزد حکیمی به لب دریا گام
  5. بخش ۵۱ - مناجات در انتقال از شکر و سپاسداری به خوف و ترسگاریای کشیده به جهان خوان کرم
  6. بخش ۵۲ - عقد پانزدهم در خوف که طریق احتیاط ورزیدن است و بر نعمت امنیت و انبساط لرزیدنای دلت را سر بی‌خویشی نه
  7. بخش ۵۳ - حکایت آن حاجی غریب با آن جنی مهیبرهروی روی به تنهایی کرد
  8. بخش ۵۴ - مناجات در اعتصام و التجا از موطن خوف به مأمن رجاای تن ما ز تو چون موی از بیم
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.