پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۵۴ - مناجات در اعتصام و التجا از موطن خوف به مأمن رجا

ای تن ما ز تو چون موی از بیم

فرق وار از تو دل ما به دو نیم

تیغ بیمت همه را در خون غرق

دارد اینک اثر تیغ به فرق

روبهانیم ز خاری رنجه

وای اگر شیر زند سر پنجه

گرچه از حیله و مکریم دلیر

حیله ها را شکند حمله شیر

تا ز تو حکم امانی نرسد

تن امید به جانی نرسد

بنده جامی که در افزایش توست

چشم بر بخشش و بخشایش توست

بخششی ورز و ببخشای بر او

گر نبخشایی ای وای بر او

از جحیم سخطش ایمن دار

در نعیم کرمش ساکن دار

چشم جانش به رخت روشن کن

گلخن دهر بر او گلشن کن

به صف اهل صفایش برسان

به قدمگاه رجایش برسان

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۵۶ - حکایت عتاب کردن حق سبحانه خلیل را علیه الصلوة والسلام و رسیدن آن پیر آتش پرست به دولت اسلامروزیش وانگرفتم روزی
  2. بخش ۵۷ - مناجات در کف تضرع گشادن و قدم رجا در میدان توکل نهادنای غمت دولت جاوید همه
  3. بخش ۵۸ - عقد هفدهم در توکل که اعتماد است بر کفیل ارزاق و تفویض امر به تدبیر وکیل علی الاطلاق عمت الاؤه و تقدست اسماؤهای در اسباب جهان پای تو بند
  4. بخش ۵۹ - حکایت آن شیخ صفی ابوتراب نسفی که در اثنای جهاد بین الصفین بالین استراحت نهادبوتراب آن گهر بحر شرف
  5. بخش ۶۰ - مناجات در روی به ریاض توکل آوردن و از آنجا استشمام نسیم رضا کردنای دو عالم همه اجزا و تو کل
  6. بخش ۶۱ - عقد هژدهم در رضا که گره کراهت از دل گشادن است و تلخی ها را چاشنی شیرین دادنای درین مرحله تنگ بساط
  7. بخش ۶۲ - حکایت آن بنده گنهکار که چون دولت عفوش دست داد بر آن نیستاد و پای در میدان طلب رضا نهادبا ادب بنده ای از به طلبی
  8. بخش ۶۳ - مناجات در مقام رضا طلبیدن و از آنجا رخت به سر منزل محبت کشیدنای رضا بخش ریاضت کیشان
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.