پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۴۷ - حکایت عیاری که در زیر چوب شحنه چندان دندان فشرد که درم سیم در زیر دندان وی پاره پاره شد و دینار صبر وی درست بیرون آمد

شحنه ای گفت که عیاری را

مانده در حبس گرفتاری را

بند بر پای برون آوردند

بر سر جمع سیاست کردند

شد ز بس چوب چو انگشت سیاه

لیک بر نامد ازو شعله آه

رخت ازان ورطه چو آورد برون

پیش یاران ز دهان کرد برون

درمی سیم به چندین پاره

بلکه ماهی شده چند استاره

محرمی کرد سؤالش کین چیست

بدر کامل شده چون پروین چیست

گفت جا داشت در آن محفل بیم

زیر دندان من این درهم سیم

در صف جمع مهی حاضر بود

که بدو چشم دلم ناظر بود

پیش وی با همه بی باکی خویش

شرمم آمد ز جزعناکی خویش

اندر آن واقعه خندان خندان

بس که در صبر فشردم دندان

زیر دندان درم جو جو شد

سکه درهم صبرم نو شد

زد رقم سکه نو بر کارم

که به صبر اندر یک دینارم

چون نهد ناقد دوران معیار

سرخرویی رسدم زین دینار

صبر اگر چند که زهر آیین است

عاقبت همچو شکر شیرین است

مکن از تلخی آن زهر خروش

کآخر کار شود چشمه نوش

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۴۹ - عقد چهاردهم در شکر که صرف کردن نعمت منعم است در حق گزاری او و اعتراف به عجز و قصور در سپاسداری اوای که از پات نیابم تا فرق
  2. بخش ۵۰ - حکایت آن حکیم دریا دل ساحل گرد که غریقی را به کمند نصیحت از گرداب اندوه بیرون آوردزد حکیمی به لب دریا گام
  3. بخش ۵۱ - مناجات در انتقال از شکر و سپاسداری به خوف و ترسگاریای کشیده به جهان خوان کرم
  4. بخش ۵۲ - عقد پانزدهم در خوف که طریق احتیاط ورزیدن است و بر نعمت امنیت و انبساط لرزیدنای دلت را سر بی‌خویشی نه
  5. بخش ۵۳ - حکایت آن حاجی غریب با آن جنی مهیبرهروی روی به تنهایی کرد
  6. بخش ۵۴ - مناجات در اعتصام و التجا از موطن خوف به مأمن رجاای تن ما ز تو چون موی از بیم
  7. بخش ۵۵ - عقد شانزدهم در رجا که به روایح وصال زیستن است و به لوایح جمال نگریستنای ز بس بار تو انبوه شده
  8. بخش ۵۶ - حکایت عتاب کردن حق سبحانه خلیل را علیه الصلوة والسلام و رسیدن آن پیر آتش پرست به دولت اسلامروزیش وانگرفتم روزی
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.