پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۵۱ - مناجات در انتقال از شکر و سپاسداری به خوف و ترسگاری

ای کشیده به جهان خوان کرم

حاضر خوان تو الوان نعم

نعم و شکر نعم هر دو ز توست

نشود جز به تو این کار درست

شکرگویان تو را جرم زبان

یک نواله ست ازان خوان به دهان

چون نواله ز نوا نیست جدا

زان نواله ست جهانی به نوا

گرچه جامی بود از هیچ کسان

زان نواله به نواییش رسان

گر به آتش نکنی غور رسی

به کسی کی رسد از هیچ کسی

به جمال نعمش بینا کن

به سپاس نعمش گویا کن

روز و شب با نعمش همدم دار

به سپاس نعمش خرم دار

ور کشد پا ز ره شکر ز طوف

زخم بر دل زنش از خنجر خوف

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۵۳ - حکایت آن حاجی غریب با آن جنی مهیبرهروی روی به تنهایی کرد
  2. بخش ۵۴ - مناجات در اعتصام و التجا از موطن خوف به مأمن رجاای تن ما ز تو چون موی از بیم
  3. بخش ۵۵ - عقد شانزدهم در رجا که به روایح وصال زیستن است و به لوایح جمال نگریستنای ز بس بار تو انبوه شده
  4. بخش ۵۶ - حکایت عتاب کردن حق سبحانه خلیل را علیه الصلوة والسلام و رسیدن آن پیر آتش پرست به دولت اسلامروزیش وانگرفتم روزی
  5. بخش ۵۷ - مناجات در کف تضرع گشادن و قدم رجا در میدان توکل نهادنای غمت دولت جاوید همه
  6. بخش ۵۸ - عقد هفدهم در توکل که اعتماد است بر کفیل ارزاق و تفویض امر به تدبیر وکیل علی الاطلاق عمت الاؤه و تقدست اسماؤهای در اسباب جهان پای تو بند
  7. بخش ۵۹ - حکایت آن شیخ صفی ابوتراب نسفی که در اثنای جهاد بین الصفین بالین استراحت نهادبوتراب آن گهر بحر شرف
  8. بخش ۶۰ - مناجات در روی به ریاض توکل آوردن و از آنجا استشمام نسیم رضا کردنای دو عالم همه اجزا و تو کل
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.