پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۴۴ - حکایت آن شیر زن موصلی که به روبه بازی موصل اخبار خواجه ای که طالب مواصلت وی بود پای توکل از پیشه فقر بیرون ننهاد

بود مردانه زنی در موصل

سر جانش به حقیقت واصل

همچو خورشید مؤنث در نام

لیک در نور یقین مرد تمام

رو به محراب عبادت کرده

چاک در پرده عادت کرده

نه ره خورد به خود داده نه خفت

خاطرش فرد ز همخوابی جفت

مالداری ز بزرگان دیار

در بزرگی نسب پاک عیار

کس فرستاد به وی کان سره زن

در ره صدق و صفا نادره فن

ز آدمی فرد نشستن نه سزاست

آن که از جفت مبراست خداست

سر نخوت مکش از همسریم

تن فرو ده به زناشوهریم

مهرت ای رابعه ستر و جمال

هر چه خواهی دهم از مال و منال

شیرزن عشوه روبه نخرید

داد پیغام چو آن قصه شنید

که مرا گر به مثل بنده شوی

همچو خاکم به ره افکنده شوی

همگی ملک شود مال توام

دست در هم دهد آمال توام

لیک ازینها چو غباری خیزد

وقت صافم به غبار آمیزد

حاش لله که به اینها نگرم

راه اقبال بر اینها سپرم

پایه فقر بود وایه من

کی فتد بر دو جهان سایه من

مهر هر سفله کجا گیرم خوی

سوی هر قبله کجا آرم روی

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۴۶ - عقد سیزدهم در بیان صبر که در اجتناب از مناهی رنج بردن است و بر اکتساب مراضی پای فشردنای سبکسارتر از خشک گیا
  2. بخش ۴۷ - حکایت عیاری که در زیر چوب شحنه چندان دندان فشرد که درم سیم در زیر دندان وی پاره پاره شد و دینار صبر وی درست بیرون آمدشحنه ای گفت که عیاری را
  3. بخش ۴۸ - مناجات در شکر شکر به صبر آمیختن و از تلخی این در شیرینی آن گریختنای شکیبا نه دل ما از تو
  4. بخش ۴۹ - عقد چهاردهم در شکر که صرف کردن نعمت منعم است در حق گزاری او و اعتراف به عجز و قصور در سپاسداری اوای که از پات نیابم تا فرق
  5. بخش ۵۰ - حکایت آن حکیم دریا دل ساحل گرد که غریقی را به کمند نصیحت از گرداب اندوه بیرون آوردزد حکیمی به لب دریا گام
  6. بخش ۵۱ - مناجات در انتقال از شکر و سپاسداری به خوف و ترسگاریای کشیده به جهان خوان کرم
  7. بخش ۵۲ - عقد پانزدهم در خوف که طریق احتیاط ورزیدن است و بر نعمت امنیت و انبساط لرزیدنای دلت را سر بی‌خویشی نه
  8. بخش ۵۳ - حکایت آن حاجی غریب با آن جنی مهیبرهروی روی به تنهایی کرد
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.