پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۳۱ - اشارت به قربات اربع که مراتب ولایت است یعنی قرب نوافل و قرب فرایض و مقام جمع الجمع که مرتبه قاب قوسین است و مقام جمع احدیت که مرتبه اؤ ادنی است و خاصه پیغمبر ماست صلی الله علیه و سلم و کمل ورثه وی

هر که را دیده نی به حق بیناست

دیده او به دید حق نه سزاست

تا نگردد به حکم «بی یبصر»

دیده تو به عین حق ناظر

نیست امکان جمال حق دیدن

گل ز باغ شهود حق چیدن

چون تو سازی روان ز نافله ها

به دیار قبول قافله ها

بر قوای تو وحدت و اطلاق

غالب آید به قدر استحقاق

چشم و گوش و زبان تو هر یک

عین هستی حق شود بی شک

وصف امکان شود در او مغلوب

منصبغ یابی اش به حکم وجوب

فعل و ادراک در همه حالت

به تو باشد مضاف و حق آلت

گرددت پیش صوفیان کرام

متقرب به قرب نافله نام

وگر آن رتبه ات شود حاصل

که تو آلت شوی و حق فاعل

هر که عرف مقربان داند

اهل قرب فرایضت خواند

ور کنی این دو قرب را با هم

جمع باشی یگانه عالم

نقد قربین حاصل تو بود

قاب قوسین منزل تو بود

ور ز همت کمی بلند روی

که مقید به جمع هم نشوی

دوران باشدت درین سه مقام

بی تقید به قید هیچکدام

پا ز عالی نهی سوی اعلی

سرفرازی به اوج او ادنی

این مقام نبی ست وان که قوی

باشد اندر وراثت نبوی

حبذا عارفی ز خود رسته

به مقامات قرب پیوسته

شده از قید خویشتن مطلق

ذات او وصف او شده همه حق

هر که افتد به آب و گل نظرش

شود از خود تصور بشرش

چون شود کشف سر ربانی

سر زند زو صدای سبحانی

گوید ار زانکه بنده ام حق کو

ور حقم چیست از من این تک و پو

افتد از حیرتش به کار گره

همچو آن گربه سنج خواجه ده

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۳۳ - اشارت به تقسیم حیرت محمود و مذموممعنی حیرت ار شود مقسوم
  2. بخش ۳۴ - حکایت آن زن که در دیار مصر سی سال در مقام حیرت بر یک جای بمانددر نواحی مصر شیر زنی
  3. بخش ۳۵ - در بیان آنکه روی عاشق اول به سوی خویش است و بعد از آن به سوی معشوق و در آخر کار به سوی عشقروی عاشق نخست در خویش است
  4. بخش ۳۶ - قصه آن مخنث که از روزن در منظری افتاد و از آنجا در خانه سفلی و از آنجا در سردابه ای و از آنجا در چاهی چون در سردابه افتاد بانگ کرد که ای خداوندان سرای، سرای شما زمین نداردآن مخنث به بام همسایه
  5. بخش ۳۷ - اشارت به معنی آنچه رسول صلی الله و علیه و سلم فرموده است که الدنیا ملعونة و ملعون ما فیها الا ذکر الله سبحانههست قول نبی که دنیی دون
  6. بخش ۳۸ - حکایت پیر همدانی که از پسر پرسید که هرگز ریش گاو بوده ای و سؤال پسر که ریش گاو کیست و جواب دادن پدر که آن کس که بامداد از خانه بدر آید گوید امروز گنجی یابم، پسر گفت ای پدر تا من بوده ام ریش گاو بوده امبا پسر گفت پیری از همدان
  7. بخش ۳۹ - در بیان آنکه چون عاشق ظلمت وایه های نفس بداند روی از خود بگرداند و در معشوق آوردعاشق صدق جو چو دریابد
  8. بخش ۴۰ - قصه آن گلخنی که در مشاهده جمال شاهزاده آتش در ژنده اش گرفت و از ژنده به تنش رسید و وی از همه بی خبر بوداز رخ شاهزاده گلخنیی
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.