پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۳۳ - اشارت به تقسیم حیرت محمود و مذموم

معنی حیرت ار شود مقسوم

غیر محمود نیست یا مذموم

آنست مذموم کز شکوک و شبه

بسته گردد به سوی مقصد ره

هست در راه سعی و کوی طلب

شرط اول تعین مطلب

وجهه قصد ناشده ممتاز

طایر سعی چون کند پرواز

در بیابان دو ره چو پیش آید

که یکی زان دو کعبه را شاید

تا به تعیین ندانی آن ره را

کی بریدن توانی آن ره را

لیک تعیین ره به جزم و یقین

که نه شک را شوی رهی و رهین

به امارات عقل دان و حواس

یا به تقلید مرد راه شناس

یا به الهام و کشف ربانی

که مر آن را خلاف نتوانی

گر نباشد یکی ازین سه دلیل

باز مانی ز راه خوار و ذلیل

ره زند بر تو غول حیرانی

بلکه غولی شوی بیابانی

چون تو را سر حیرت مذموم

شد به تفصیل ازین سخن معلوم

آن بود شرع حیرت محمود

که کشی برقع از رخ مقصود

لمعات جمال قدس قدم

بر تو تابد ز اوج فضل و کرم

هر زمان لمعه دگر بینی

هر نفس میوه دگر چینی

سازدت اصطلام آن لمعات

فارغ از مبدعات و مخترعات

خورد و خوابت تمام بربایند

بر تو درهای فیض بگشایند

گم شوی جاودان ز هستی خویش

ساده گردی ز خود پرستی خویش

صد بد و نیک بگذرد به سرت

که نباشد ز خویشتن خبرت

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۳۵ - در بیان آنکه روی عاشق اول به سوی خویش است و بعد از آن به سوی معشوق و در آخر کار به سوی عشقروی عاشق نخست در خویش است
  2. بخش ۳۶ - قصه آن مخنث که از روزن در منظری افتاد و از آنجا در خانه سفلی و از آنجا در سردابه ای و از آنجا در چاهی چون در سردابه افتاد بانگ کرد که ای خداوندان سرای، سرای شما زمین نداردآن مخنث به بام همسایه
  3. بخش ۳۷ - اشارت به معنی آنچه رسول صلی الله و علیه و سلم فرموده است که الدنیا ملعونة و ملعون ما فیها الا ذکر الله سبحانههست قول نبی که دنیی دون
  4. بخش ۳۸ - حکایت پیر همدانی که از پسر پرسید که هرگز ریش گاو بوده ای و سؤال پسر که ریش گاو کیست و جواب دادن پدر که آن کس که بامداد از خانه بدر آید گوید امروز گنجی یابم، پسر گفت ای پدر تا من بوده ام ریش گاو بوده امبا پسر گفت پیری از همدان
  5. بخش ۳۹ - در بیان آنکه چون عاشق ظلمت وایه های نفس بداند روی از خود بگرداند و در معشوق آوردعاشق صدق جو چو دریابد
  6. بخش ۴۰ - قصه آن گلخنی که در مشاهده جمال شاهزاده آتش در ژنده اش گرفت و از ژنده به تنش رسید و وی از همه بی خبر بوداز رخ شاهزاده گلخنیی
  7. بخش ۴۱ - در بیان آنکه چون عشق به مرتبه کمال رسد روی عاشق را از معشوق نیز بگرداند و در خود کندعشق عاشق چو سر کشد به کمال
  8. بخش ۴۲ - حکایت مجنونعشق مجنون بدین مقام رسید
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.