پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۳۹ - در بیان آنکه چون عاشق ظلمت وایه های نفس بداند روی از خود بگرداند و در معشوق آورد

عاشق صدق جو چو دریابد

ظلمت خود ز خود عنان تابد

روی جان آورد به قبله دوست

نشود محتجب ز مغز به پوست

هر چه گوید برای او گوید

هر چه جوید برای او جوید

همچو پروانه کو به مجلس جمع

هستی خود فنا کند در شمع

بهر جانان فنا کند خود را

پیش رویش فدا کند خود را

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۴۱ - در بیان آنکه چون عشق به مرتبه کمال رسد روی عاشق را از معشوق نیز بگرداند و در خود کندعشق عاشق چو سر کشد به کمال
  2. بخش ۴۲ - حکایت مجنونعشق مجنون بدین مقام رسید
  3. بخش ۴۳ - مناجاتای فروغ جمال تو خوبان
  4. بخش ۴۴ - قصه عاشق شدن صاحب فتوحات مکیه قدس الله تعالی سره که عشق مفرط از دل وی سر زده بود و معشوق معین و معلوم نیپیر توحید شیخ محیی الدین
  5. بخش ۴۵ - قصه خواب دیدن علی بن موفق معروف کرخی و بشر حافی و احمد بن حنبل را قدس الله تعالی ارواحهمشب علی موفق آن شه دین
  6. بخش ۴۶ - قصه مشاهده کردن شیخ علی رودباری قدس سره مردن آن مرقع پوش شوریده حال را در محبت آن جوان مغرور به حسن و جمالبوعلی رودباری آن شه دین
  7. بخش ۴۷ - قصه عاشق شدن آن دختر ترسا بر آن جوان مسلمان و در مفارقت وی بر بستر مرگ افتادن و جان دادناز صف صوفیان سبک سیری
  8. بخش ۴۸ - قصه عاشق شدن کنیزک خلیفه بغداد بر غلام وی و از استیلای عشق وی خود را در دجله انداختننوبهاران خلیفه بغداد
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.