پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۴۲ - حکایت مجنون

عشق مجنون بدین مقام رسید

از تک و پوی و گفت و گوی رهید

داد با خود ترانه ای نو ساز

عشقبازی به عشق کرد آغاز

آستین زد به هر نو و کهنی

داد دامن به چنگ خاربنی

از درون نرم خارپشت آیین

وز برون با کسان درشت آیین

زیر آن خاربن قرار گرفت

ترک رفتن به کوی یار گرفت

چند روزی بر این نسق چو گذشت

بارها در ضمیر لیلی گشت

که چه حال اوفتاد مجنون را

بیخود آن مبتلای مفتون را

که نشانش به دشت پیدا نیست

هم تگ آهوان صحرا نیست

مانده است از گروه گوران دور

نفکند در صف گوزنان شور

روزها نشنوم ز کس رازش

شب نیاید به گوشم آوازش

آخرالامر هیچ چاره ندید

شرح حالش ز محرمان پرسید

قصه درد او بیان کردند

صورت حال او عیان کردند

نیمروزی به کام دمسازان

یافت در خواب چشم غمازان

چشم ها را کشید سرمه ناز

عقل و دین را درید پرده راز

کرد نعلین دلبری در پای

شد به گام وفا زمین فرسای

شد خرامنده تا بر مجنون

سایه افکند بر سر مجنون

بانگ زد کای ز عشق برخوردار

سایه انداخت وصل سر بردار

گفت مجنون کیی تو باز نمای

لب خامش به شرح راز گشای

گفت من آن که زخم او خوردی

به تمناش سر فرو بردی

منم آرام جان تو لیلی

قبله جاودان تو لیلی

گفت رو رو که آنچنانم من

که بجز عشق تو ندانم من

عشق تو ای نگار فرزانه

در دلم کرد آنچنان خانه

که تو را هم نماند گنجایی

خوشترم بعد ازین به تنهایی

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۴۴ - قصه عاشق شدن صاحب فتوحات مکیه قدس الله تعالی سره که عشق مفرط از دل وی سر زده بود و معشوق معین و معلوم نیپیر توحید شیخ محیی الدین
  2. بخش ۴۵ - قصه خواب دیدن علی بن موفق معروف کرخی و بشر حافی و احمد بن حنبل را قدس الله تعالی ارواحهمشب علی موفق آن شه دین
  3. بخش ۴۶ - قصه مشاهده کردن شیخ علی رودباری قدس سره مردن آن مرقع پوش شوریده حال را در محبت آن جوان مغرور به حسن و جمالبوعلی رودباری آن شه دین
  4. بخش ۴۷ - قصه عاشق شدن آن دختر ترسا بر آن جوان مسلمان و در مفارقت وی بر بستر مرگ افتادن و جان دادناز صف صوفیان سبک سیری
  5. بخش ۴۸ - قصه عاشق شدن کنیزک خلیفه بغداد بر غلام وی و از استیلای عشق وی خود را در دجله انداختننوبهاران خلیفه بغداد
  6. بخش ۴۹ - قصه آن جوان که بر دختر عم عاشق شد و در عشق وی نام دزدی بر خود نهاد و ناموس عم نگاه داشت و بدان سبب به مقصود رسیدنوجوانی نخورده نشتر غم
  7. بخش ۵۰ - قصه عیینه و ریامعتمر نام مهتری ز عرب
  8. بخش ۵۱ - حیران شدن معتمر در آنکه آن زاری کننده که بود و پشیمان شدن که چرا دنبال آواز نرفتمعتمر چون بدید صورت حال
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.