پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۴۳ - مناجات

ای فروغ جمال تو خوبان

پرتو خوبی تو محبوبان

جلوه حسن تو کجاست که نیست

جذبه عشق تو کراست که نیست

همه ذرات مست عشق تواند

پایکوبان ز دست عشق تواند

حسن لیلی که راه مجنون زد

کامش از کوی عقل بیرون زد

زلف عذرا که صبر وامق برد

دل و جانش به رنج و غصه سپرد

لعل شیرین که شد ز شکر ریز

قوت فرهاد و قوت پرویز

یک به یک نشئه جمال تو بود

که در اطوار مختلف بنمود

زد به هر جا ره اسیر دگر

صبرش از دل ربود و هوش ز سر

به کند خودش مقید کرد

رویش از هر دو کون در خود کرد

من هم ای پادشا گدای توام

هدف ناوک قضای توام

چند سرگشته داریم چون گوی

بی سر و پا دوانیم هر سوی

گه بری بر در خراباتم

گه شوی قبله مناجاتم

گه به صلحم کشی و گاه به جنگ

گه به شهدم کشی و گه به شرنگ

چه شود کز خودم خلاص دهی

جامی از باده های خاص دهی

بربایی چنان ز خویشتنم

که نیابم ز خود خبر که منم

ور نیابی سزا بدین هوسم

که عجب سفله طبع و هیچکسم

به در اهل درد راهم ده

به صف عاشقان پناهم ده

سر من خاک پای ایشان کن

حرز جانم دعای ایشان کن

خاطرم رام با کشاکش شان

وقت من خوش ز قصه خوش شان

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۴۵ - قصه خواب دیدن علی بن موفق معروف کرخی و بشر حافی و احمد بن حنبل را قدس الله تعالی ارواحهمشب علی موفق آن شه دین
  2. بخش ۴۶ - قصه مشاهده کردن شیخ علی رودباری قدس سره مردن آن مرقع پوش شوریده حال را در محبت آن جوان مغرور به حسن و جمالبوعلی رودباری آن شه دین
  3. بخش ۴۷ - قصه عاشق شدن آن دختر ترسا بر آن جوان مسلمان و در مفارقت وی بر بستر مرگ افتادن و جان دادناز صف صوفیان سبک سیری
  4. بخش ۴۸ - قصه عاشق شدن کنیزک خلیفه بغداد بر غلام وی و از استیلای عشق وی خود را در دجله انداختننوبهاران خلیفه بغداد
  5. بخش ۴۹ - قصه آن جوان که بر دختر عم عاشق شد و در عشق وی نام دزدی بر خود نهاد و ناموس عم نگاه داشت و بدان سبب به مقصود رسیدنوجوانی نخورده نشتر غم
  6. بخش ۵۰ - قصه عیینه و ریامعتمر نام مهتری ز عرب
  7. بخش ۵۱ - حیران شدن معتمر در آنکه آن زاری کننده که بود و پشیمان شدن که چرا دنبال آواز نرفتمعتمر چون بدید صورت حال
  8. بخش ۵۲ - رفتن معتمر دنبال آواز نالنده بار دوم و یافتن عیینهآن بزرگ عرب چو این بشنید
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.