پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۳۰ - اشارت به ارباب مشاهده که تجلی ذات است

وان دگر جمله را یک آینه دید

که خدا را در آن معاینه دید

دید یک ذات در حدود جهات

متجلی شده به جمله صفات

یک وجود است سر به سر عالم

همه اجزاش متصل با هم

کره مصمت است بی تجویف

جمع گشته در او لطیف و کثیف

نه در آن فرجه ای نه فاصله ای

نز خلاء هیچ ظرف را گله ای

امتیازاتشان ز یکدیگر

هست از اعراض با صفات و صور

آن گرانمایه جوهر قابل

که مر اعراض را بود حامل

هست مرآت ذات بی همتا

وان عوارض مجالی اسما

هر که ناظر به حال مرآت است

صورتش دیدن از محالات است

هر که را دیده هست بر صورت

بیند آیینه محو در صورت

چشم عارف که تیزبین باشد

در شهود جهان چنین باشد

بیند اندر همه جهان یک ذات

جلوه گر گشته با شئون و صفات

همچو آیینه وصف و ذات جهان

باشد از پیش چشم او پنهان

از جهان جز خدا نبیند هیچ

غیر حق هیچ جا نبیند هیچ

شد جمال خدا معاینه اش

محو مشهود گشت آینه اش

هیچ دانی که این چه جلوه گریست

آینه چیست و اندر آینه کیست

آینه اوست و اندر آینه هم

غایب از دیده و معاینه هم

اول آیینه سان برون آید

پس در آیینه روی بنماید

گر به تقیید بینی او را بند

نام و نقشش جز آینه مپسند

ور ز تقیید یابی اش مطلق

اوست پیدا در آینه الحق

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۳۲ - حکایت بر سبیل تمثیلیک منک گوشت داد خواجه به زن
  2. بخش ۳۳ - اشارت به تقسیم حیرت محمود و مذموممعنی حیرت ار شود مقسوم
  3. بخش ۳۴ - حکایت آن زن که در دیار مصر سی سال در مقام حیرت بر یک جای بمانددر نواحی مصر شیر زنی
  4. بخش ۳۵ - در بیان آنکه روی عاشق اول به سوی خویش است و بعد از آن به سوی معشوق و در آخر کار به سوی عشقروی عاشق نخست در خویش است
  5. بخش ۳۶ - قصه آن مخنث که از روزن در منظری افتاد و از آنجا در خانه سفلی و از آنجا در سردابه ای و از آنجا در چاهی چون در سردابه افتاد بانگ کرد که ای خداوندان سرای، سرای شما زمین نداردآن مخنث به بام همسایه
  6. بخش ۳۷ - اشارت به معنی آنچه رسول صلی الله و علیه و سلم فرموده است که الدنیا ملعونة و ملعون ما فیها الا ذکر الله سبحانههست قول نبی که دنیی دون
  7. بخش ۳۸ - حکایت پیر همدانی که از پسر پرسید که هرگز ریش گاو بوده ای و سؤال پسر که ریش گاو کیست و جواب دادن پدر که آن کس که بامداد از خانه بدر آید گوید امروز گنجی یابم، پسر گفت ای پدر تا من بوده ام ریش گاو بوده امبا پسر گفت پیری از همدان
  8. بخش ۳۹ - در بیان آنکه چون عاشق ظلمت وایه های نفس بداند روی از خود بگرداند و در معشوق آوردعاشق صدق جو چو دریابد
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.