پرش به محتوای اصلی

جمال‌الدین عبدالرزاق

رباعیات

۱۲۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ چون بیخبری از غمم ایماه چه سود
  2. شمارهٔ ۶۲ یک شهر همیکنند فریاد و نفیر
  3. شمارهٔ ۶۳ زینگونه که شد خوار و فرومایه هنر
  4. شمارهٔ ۶۴ گفتم که چراست گرد آن تنگ شکر
  5. شمارهٔ ۶۵ تا من ز رخ خوب تو گشتم مهجور
  6. شمارهٔ ۶۶ جانا نم دیده وتف سینه نگر
  7. شمارهٔ ۶۷ ای روی تو را برده مه چرخ نماز
  8. شمارهٔ ۶۸ گفتی مگذر بکوی ما در زین پس
  9. شمارهٔ ۶۹ در جامه ازرق آن بت عشوه فروش
  10. شمارهٔ ۷۰ زلفی که همی نهاد سر بر قدمش
  11. شمارهٔ ۷۱ آن ماه که آفتاب نامست رخش
  12. شمارهٔ ۷۲ نادیده هنوز آن رخ غم پردازش
  13. شمارهٔ ۷۳ یک بوسه زلعل خویش کم گیر و ببخش
  14. شمارهٔ ۷۴ گفتم که بزلف در کجا دارم دل
  15. شمارهٔ ۷۵ در هجر تو گفتم که ز جان میترسم
  16. شمارهٔ ۷۶ در فرقت تو دلی پر از خون دارم
  17. شمارهٔ ۷۷ دلخسته آنزلف چو چوگان توام
  18. شمارهٔ ۷۸ بر آتش غم فتاده چون زلف توام
  19. شمارهٔ ۷۹ در عشق تو تیره حال چون خال توأم
  20. شمارهٔ ۸۰ بی دیدن دوست دیدگانرا چکنم
  21. شمارهٔ ۸۱ من آتش دشمنان بباد انگارم
  22. شمارهٔ ۸۲ من جمله زبان ز حرص چون بید شدم
  23. شمارهٔ ۸۳ بگذشت ز عشق دولت بی غمیم
  24. شمارهٔ ۸۴ ایدل نکنی تو زین فضولیها کم
  25. شمارهٔ ۸۵ از دور زمانه هیچ می ناسایم
  26. شمارهٔ ۸۶ گفتم ز چه چون بوصل مقدور شوم
  27. شمارهٔ ۸۷ گفتم در گوش اگر دهی راه سخن
  28. شمارهٔ ۸۸ اکنون که فلک بقصد من بست میان
  29. شمارهٔ ۸۹ دی وعده خلاف کردم ای عهد شکن
  30. شمارهٔ ۹۰ جز در سر زلف تو نیاساید جان
  31. شمارهٔ ۹۱ ای دل غم را نهاد باید گردن
  32. شمارهٔ ۹۲ نی رای تو بر سر عنایت کردن
  33. شمارهٔ ۹۳ دل گر غم تو چنین خورد وای بر او
  34. شمارهٔ ۹۴ تا چند کشیم جور عالم من و تو
  35. شمارهٔ ۹۵ پیراهن و فوطه بر تن روشن تو
  36. شمارهٔ ۹۶ تا دست رهی گسست از دامن تو
  37. شمارهٔ ۹۷ زین سان که منم به عشق در کیست بگو
  38. شمارهٔ ۹۸ زلفی که همه سال دل و جان برد او
  39. شمارهٔ ۹۹ دوشم چه شبی بود ز دل تاب شده
  40. شمارهٔ ۱۰۰ نا یافته شهرخی ز وصلش ناگاه
  41. شمارهٔ ۱۰۱ در باغ شدم قصد سوی می کرده
  42. شمارهٔ ۱۰۲ گه تاب سر زلف مشوش میده
  43. شمارهٔ ۱۰۳ دلدار کمان دلبری کرد به زه
  44. شمارهٔ ۱۰۴ از بسکه همیکنم بشب ناله و آه
  45. شمارهٔ ۱۰۵ جانا تو چنین بجنگ با من زچه
  46. شمارهٔ ۱۰۶ در لطف به نکته سخن می مانی
  47. شمارهٔ ۱۰۷ گر دسترسی به سیم و زر داشتمی
  48. شمارهٔ ۱۰۸ ای دل اگرم امان جان بایستی
  49. شمارهٔ ۱۰۹ بر زلف تو از گره نشان بایستی
  50. شمارهٔ ۱۱۰ در ساخته بر غم من دیگر جای
  51. شمارهٔ ۱۱۱ یک روز به طبع با رهی دم نزنی
  52. شمارهٔ ۱۱۲ باز این دل سرگشته هجران پیمای
  53. شمارهٔ ۱۱۳ بی دیدن من جان جهانم چونی؟
  54. شمارهٔ ۱۱۴ ما را ندهد سپهر یک جرعه می
  55. شمارهٔ ۱۱۵ نه چون رخ تو گلی بود یاسمنی
  56. شمارهٔ ۱۱۶ ای بیش ز مه به نیکویی و کم نی
  57. شمارهٔ ۱۱۷ گر روی چو مه ز من نهانی نکنی
  58. شمارهٔ ۱۱۸ دی وعده خلاف آمد از آن آزردی
  59. شمارهٔ ۱۱۹ تا چند دل آزاری و رخ برتابی
  60. شمارهٔ ۱۲۰ خود از همه کار جور کردن دانی

متن اشعار به نقل از گنجور.