پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

رباعیّات

شمارهٔ ۲۳

خون از دل افگار برون می آید

وز دیدۀ خونبار برون می آید

گر خون بچکد از مژه ام نیست عجب

زیرا که گل از خار برون می آید

ادامه‌ی رباعیّات

  1. شمارهٔ ۲۵گویند که ماه روزه نزدیک رسید
  2. شمارهٔ ۲۶چون ابر گهرفشانی لعل تو دید
  3. شمارهٔ ۲۷خطّ تو مرا ز غم چو مو گردانید
  4. شمارهٔ ۲۸امروز منم ز چرخ گردان بیزار
  5. شمارهٔ ۲۹ای بارگهت ز چرخ گردان برتر
  6. شمارهٔ ۳۰بگذشت به طرف چمن آن ماه سحر
  7. شمارهٔ ۳۱دید در دشت مرده یکی شیر دلیر
  8. شمارهٔ ۳۲شد دهر خرف جوان نگیرد عیبش
همه‌ی رباعیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.