پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

رباعیّات

شمارهٔ ۲۹

ای بارگهت ز چرخ گردان برتر

مرّیخ ترا خنجر و خورشید سپر

رمحت که سماک رامح او را لقب است

از جوشن نُه توی فلک کرده گذر

ادامه‌ی رباعیّات

  1. شمارهٔ ۳۱دید در دشت مرده یکی شیر دلیر
  2. شمارهٔ ۳۲شد دهر خرف جوان نگیرد عیبش
  3. شمارهٔ ۳۳زلف تو که شب رَوی ست دایم کارش
  4. شمارهٔ ۳۴چون بگشایی طرّۀ پیچیدۀ خویش
  5. شمارهٔ ۳۵اشکم ز دُر افکند بسی خوشه به خاک
  6. شمارهٔ ۳۶تا چرخْ صفت تو راست خندان لب لعل
  7. شمارهٔ ۳۷گویند که جمشید به کف داشت مدام
  8. شمارهٔ ۳۸دیشب که مراجعت فتاد از سفرم
همه‌ی رباعیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.