پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

رباعیّات

شمارهٔ ۳۷

گویند که جمشید به کف داشت مدام

جامی که جهان نمای بود آن را نام

در پارس که تخت گاه جمشید آمد

امروز تو جمشیدی و بر دست تو جام

ادامه‌ی رباعیّات

  1. شمارهٔ ۳۹تا از جگر خصم کبابی نخورم
  2. شمارهٔ ۴۰زد نرگس مست پرخمارش تیرم
  3. شمارهٔ ۴۱هر شب مَی اشک خویشتن نوش کنم
  4. شمارهٔ ۴۲من با تو نیامدم که صحرا بینم
  5. شمارهٔ ۴۳من گوهر تو به قیمتی کم ندهم
  6. شمارهٔ ۴۴پیوسته به داغ آن کمان ابرویم
  7. شمارهٔ ۴۵نرگس بشد و ابر بَرو شد گریان
  8. شمارهٔ ۴۶شد دیده به عشق رهنمون دل من
همه‌ی رباعیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.