پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

رباعیّات

شمارهٔ ۴۱

هر شب مَی اشک خویشتن نوش کنم

چون مجمر از آتش جگر جوش کنم

با خامُشی اندر سخن آیم، لیکن

با تنهایی دست در آغوش کنم

ادامه‌ی رباعیّات

  1. شمارهٔ ۴۳من گوهر تو به قیمتی کم ندهم
  2. شمارهٔ ۴۴پیوسته به داغ آن کمان ابرویم
  3. شمارهٔ ۴۵نرگس بشد و ابر بَرو شد گریان
  4. شمارهٔ ۴۶شد دیده به عشق رهنمون دل من
  5. شمارهٔ ۴۷شاها! خصمت چو تیره شد اختر او
  6. شمارهٔ ۴۸ای در نظرم جهان سیاه از غم تو
  7. شمارهٔ ۴۹ای باد! حدیث من نهانش می‌گو
  8. شمارهٔ ۵۰ای لعل تو چاشنی به شکر داده
همه‌ی رباعیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.