پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

رباعیّات

شمارهٔ ۴۴

پیوسته به داغ آن کمان ابرویم

جز تیر پیامی نفرستد سویم

هر تیر که افکند ز خود دور چو من

آمد بر من، نشست در پهلویم

ادامه‌ی رباعیّات

  1. شمارهٔ ۴۶شد دیده به عشق رهنمون دل من
  2. شمارهٔ ۴۷شاها! خصمت چو تیره شد اختر او
  3. شمارهٔ ۴۸ای در نظرم جهان سیاه از غم تو
  4. شمارهٔ ۴۹ای باد! حدیث من نهانش می‌گو
  5. شمارهٔ ۵۰ای لعل تو چاشنی به شکر داده
  6. شمارهٔ ۵۱آن کرّه که بد سبق ز گردون برده
  7. شمارهٔ ۵۲ای خواجه چو بر خود تو بدی نپسندی
  8. شمارهٔ ۵۳زد شمع جهان بر دل من دی ناری
همه‌ی رباعیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.