پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۸

نگار ماهروی سرو قدم

چرا گشتی چنین فارغ ز دردم

چو دل بردی ز دست ما به دستان

چرا غافل شدی از آه سردم

اگر درد دلم باور نداری

نظر کن بر رخ چون کاه زردم

خبر داری ز حال زارم ای جان

که رفت از درد هجران خواب و خَوردم

نبودم در فراقت ای نگارین

بجز جانی که در پای تو کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۰ز حد بگذشت در عشق تو دردم
  2. شمارهٔ ۹۴۱تا جهانست به سر گرد جهان می‌گردم
  3. شمارهٔ ۹۴۲چو در عالم تویی درمان دردم
  4. شمارهٔ ۹۴۳مدّتی تا ز غمت گرد جهان می‌گردم
  5. شمارهٔ ۹۴۴هیچ دانی که جهان در سر و کارت کردم
  6. شمارهٔ ۹۴۵مهر روی خوب در جان باشدم
  7. شمارهٔ ۹۴۶از سر سوز جگر بر در آن یار شدم
  8. شمارهٔ ۹۴۷دلم همچون سر زلفست در هم
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.