پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

قطعه‌ها

شمارهٔ ۳۳ - جذبۀ شیرازیان

حضرت شوریده اوستاد سخن‌سنج

آن که همه چیز بهتر از همه داند

باد صبا گر گذر به پارس نُماید

شعر مرا از لحاظ او گذارند

بنده ندانم که در کجا رَوَم آخِر

جذبۀ شیرازیان مرا بکشاند

مسکن شوریده است و مدفن سعدی

شهر دگر همسری به او نتواند

بازم از این جایگاهِ نغز دل‌افروز

تا به کجا دست روزگار براند

می‌روم آن جا که روزگار بخواهد

می کَشَم آن جا که آسمان بکشاند

بنده همین قدر شاکرم که به شیراز

هر که شبی دلبری به پر بنشاند

یاد من افتد در آن دقیقه و از دور

بوسۀ چُندی به جایِ من بستانَد

گوید جایِ جلال خالی و آن گاه

لَذَّتِ آن بوسه را به من بپراند

بعد وفاتم میان مردمِ شیراز

این سخن از من به یادگار بماند

ادامه‌ی قطعه‌ها

  1. شمارهٔ ۳۵ای راد خدیوِ عدل‌پرور بنگر
  2. شمارهٔ ۳۶ - تصویر زنبر سردر کاروان سرایی
  3. شمارهٔ ۳۷ - جواب وحیدستوده طبع وحیدا رسید نامۀ تو
  4. شمارهٔ ۳۸ - بهشت و دوزخرسول دید که جمعی گسسته افسارند
  5. شمارهٔ ۳۹ - اشک شیخنَعوذُ بِاللَّه از آن قطره‌های دیدهٔ شیخ
  6. شمارهٔ ۴۰ - هجو اسبفرمانروای شرق که عمرش دراز باد
  7. شمارهٔ ۴۱ - پیام به شیرازیاناستاد کُلّ فی الکُلّ شوریده است در شعر
  8. شمارهٔ ۴۲ - انتقاد از سازندگان آرامگاه فردوسییک وجب ساخته آخر نشود قبرِ حکیم
همه‌ی قطعه‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.