پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

قطعه‌ها

شمارهٔ ۳۹ - اشک شیخ

نَعوذُ بِاللَّه از آن قطره‌های دیدهٔ شیخ

چه خانه‌ها که از این آبِ کم خراب کند

شنیده‌ام که به دریای هند جانوری است

که کسب روزی با چشم اشک‌یاب کند

به ساحل آید و بی‌حس به روی خاک افتد

دو دیده خیره به رخسارِ آفتاب کند

شود ز تابشِ خور چشم او پر از قی و اشک

برای جلبِ مگس دیده پر لعاب کند

چو گشت کاسۀ چشمش پر از ذُباب و هَوام

به هم نهد مژه و سر به زیرِ آب کند

به آبِ دیدهٔ سوزنده‌تر ز آتشِ تیز

تنِ ذُباب و دلِ پشّه را کباب کند

چو اشک این حیوان است اشکِ دیدهٔ شیخ

مرو که صید تو چون پشّه و ذُباب کند

ادامه‌ی قطعه‌ها

  1. شمارهٔ ۴۱ - پیام به شیرازیاناستاد کُلّ فی الکُلّ شوریده است در شعر
  2. شمارهٔ ۴۲ - انتقاد از سازندگان آرامگاه فردوسییک وجب ساخته آخر نشود قبرِ حکیم
  3. شمارهٔ ۴۳ - کار و بارندانم از چه به هر جا که لفظ کار آید
  4. شمارهٔ ۴۴ - در رثای کلنل محمد تقی خان پسیاندلم به حال تو ای دوست‌دار ایران سوخت
  5. شمارهٔ ۴۵ - رَمیارب این عادت چه می‌باشد که اهل ملک ما
  6. شمارهٔ ۴۶ - وزیران دیدنیوُزرا از چه دیده می‌نشوند
  7. شمارهٔ ۴۷ - تاریخ وفات عزیز علیا (۱۳۰۶ هق)سود و زیان جهان دیده و سنجیده ایم
  8. شمارهٔ ۴۸ - قطعهقبض آقای کمال السلطنه است
همه‌ی قطعه‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.